الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

313

علل الشرايع ( فارسي )

باب صد و چهل و سوّم سرّ اين كه طواف هفت شوط گرديده حديث ( 1 ) على بن حاتم از قاسم بن محمّد ، از حمدان بن حسين بن وليد ، از ابى بكر ، از حنّان بن سدير ، از ابو حمزه ثمالى ، از حضرت على بن الحسين عليهما السّلام ، وى مىگويد : محضر امام عليه السّلام عرض كردم : چرا طواف هفت شوط گرديد ؟ امام عليه السّلام فرمودند : زيرا خداوند تبارك و تعالى به فرشتگان فرمود : من در زمين براى خود جانشين و خليفه قرار مىدهم . فرشتگان به خدا عرض كردند : آيا كسى را در زمين قرار مىدهى كه در آن فساد كرده و خونها مىريزد . خداوند متعال فرمود : من آنچه را كه شما نمىدانيد مىدانم . بارى قبلا خداوند تبارك و تعالى فرشتگان را از نور خود محروم و ممنوع نكرده بود ولى پس از ايراد اين سخن آنها را از آن محجوب و ممنوع داشت ، اين منع مدّت هفت هزار سال طول كشيد ، فرشتگان به عرش پناه برده و به مدّت هفت هزار سال دور عرش طواف كردند ، خداوند بر ايشان ترحّم نمود و توبه ايشان را پذيرفت و بيت المعمورى كه در آسمان چهارم هست را براى آنها قرار داد و بيت الحرام را زير آن براى مردم مأمن و عبادتگاه نمود از اين رو طواف به دور آن به مقدار هفت شوط بر بندگان واجب شد به اين نحو كه براى هر هزار سال يك شوط منظور گرديد . حديث ( 2 ) على بن حاتم ، از قاسم بن محمّد از ابو القاسم حميد بن زياد ، از عبد الله بن احمد ، از على بن الحسين الطَّاطرى از محمّد بن زياد ، از ابى خديجه ، وى مىگويد : از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مىفرمودند : مردى به پدرم در حالى كه طواف مىنمود گذشت و دستش را روى شانه آن حضرت نهاد و سپس گفت : سه سؤال از تو مىپرسم كه غير از تو و مردى ديگر جواب آنها را كسى نمىداند . پدرم ساكت مانده و جوابش را ندادند تا از طوافشان فارغ گرديدند سپس داخل حجر اسماعيل گشته و دو ركعت نماز خواندند و من هم همراهشان بودم ، پس از فراغت از نماز با صداى بلند فرمودند : اين سائل كجا است ؟ آن مرد آمد و در مقابل آن حضرت نشست ، پدرم به او فرمودند : سؤالهاى خود را